عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

787

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

و جايگاه فرو بردن آب دهانش و مركز اندوهش را خواهد گرفت و فشرد . 75 وجهك ماء جامد يقطرّه السّؤال فانظر عند من تقطره : آب روى تو آبى است ايستاده و سخت در خواست آن را روان مىكند و مى ريزد بنگر آن را پيش كه مى ريزى . 76 وزر صدقة المنّان يغلب اجره : گناه صدقه دادن منّت نهنده بر اجرش مى چربد ( چنين كسى بهتر آنست تصدّق نكند ) . 77 وحدة المرء خير من جليس السّوء : مرد تنها باشد به از آن است كه يار بد داشته باشد . 78 وضع الصّنيعة فى اهلها تكبت العدوّ و تقى السّوء : نيكى را بجاى خويش نهادن دشمن را برو مى افكند و بدى را نگه مى دارد . 79 وجدت المسالمة ما لم يكن وهن فى الأسلام انجع من القتال : آشتى را مادامى كه براى دين ضرر نداشته باشد سودمندتر از جنگ و ستيز يافتم 80 وجدت الحلم و الاحتمال انصر لى من شجعان الرّجال : حلم و بردبارى را ديدم كه براى من از مردان دلاور يارى كننده‌تراند . 81 و اللّه لا يعذّب اللّه سبحانه مؤمنا الّا بسوء ظنهّ و سوء خلقه : به خدا سوگند كه خداوند سبحان مؤمنى را عذاب نكند مگر بواسطهء كج خلقى و بدگمانيش در بارهء خدا . 82 وصول المرء الى كلّ ما يبتغيه من طيب عيشه و امن سيرته و سعة رزقه بحسن نيتّه وسعة من خلقه : رسيدن مرد به آن چه كه آرزومند است از زندگى خوشش و ايمنى راه و روشش و فراخى روزيش بخوش نيّتى و خوش خوئى او است . 83 و الّذى فلق الحبّة و برء النّسمة ما اسلموا و لكن استسلموا و اسرّوا الكفر فلمّا وجدوا اعوانا عليه اعلنوا ما كانوا اسرّوا و اظهروا ما كانوا ابطنوا : سوگند بدان خدائى كه دانه را شكافته و مردم را آفريده است كه ( منافقين و مخالفين و غاصبين حقوق ما ) مسلمان نشدند لكن خود را مسلمان وانمود كردند و كفرشان را پنهان داشتند همين كه يارانى پيدا نمودند كفر پنهانشان را آشكار ساختند و آنچه را كه در باطن داشتند ظاهر ساختند . 84 و الّذى بعث بالحقّ نبيّا لتبلبلنّ بلبلة